
پیام تبریک نوک بایی به پس خاله ؛
برادر عزیز و بزرگوارم
جناب آقای حاج احمد یوسفزاده،
خبرنگار فرهیخته ، نویسنده آزاده و خالق خندهها و اندیشهها
هفدهم مرداد، روز خبرنگار، فرصتیست تا درود، نثار قلمهایی از جنس قلم شیوای تو شود که جوهرشان از صداقت و عشق است و آزاده بودنشان همیشه مانع ذبح حقیقت در مقابل مصلحت بوده است .
هر سال و هر بار که این روز فرا میرسد و در فضای مجازی انبوه واژگانی چون «قلم» و «خبرنگار» به چشمم میخورد، بیاختیار نام والای شما در ذهنم متجلی میشود و به یاد میآورم که چگونه این واژگان حداقل در جنوب استان در پرتو قلم و ذوق و هنر جنابعالی معنا و وزن یافتهاند.
بهراستی نمیتوان، و شاید نسزد، به این مناسبت اندیشید و یاد “حاج احمد” را به کناری نهاد. احمد عزیز ! تو هیچوقت در یادها و خاطره ها کمرنگ نخواهی شد ، همه همشهریان و هموطنان کتابخوان نیک میدانند که تو سالهاست با چیرگی در ادبیات، هنر روایتگری را به مرتبهای والا رساندهای؛ روایتهایی که گاه از جنس حماسه و رنجاند، و گاه در جامه شیرین طنز جلوهگر میشوند.
نشریه «رودبار زمین» به همت و نگاه ژرف تو، نه تنها عرصه خبر که کانون زایش واژههایی زنده و پرجان بوده است. قلمت، گویش شیرین دیار مظلوممان را چون گوهرى نفیس از گرد فراموشی سترده و به نسل امروز سپرده است و چه دلنشین و ماندگارند آن لحظاتی که «پسخاله»ات با نیش و کنایههای لطیف و لبخندهای زیرکانه، واقعیتها را به زبانی ساده و صمیمی بازمیگفت ؛ طنزی که آن روزها از دل مردم میجوشید و بی گمان در جانشان مینشست.
احمد عزیز ! تو به تنهایی در دوره نبود “نت” و “رسانه مجازی” ، نه تنها ثبتکننده رویدادها و رنج ها بودی ، که روایتگر روح، لهجه و فرهنگ این دیار با قصه “زیورک” بودی . کیست که به خاطر نداشته باشد که در کلماتت، همیشه خاک وطن عطر باران میگرفت و در طنزت، اندیشه و تبسم هم سفره میشدند .
در این روز فرخنده که به نام خبرنگار مزین است، بر تو درود میفرستم؛ تو که «خبر» را با «هنر»، «طنز» را با «فرهنگ» و «گویش» را با «ماندگاری» درهم آمیختهای. باشد که رودبار کلماتت همواره پرآب، زلال و خروشان بماند.
با احترام و ارادت
برادر کوچکت
اسلام نیکنفس دهقانی





