Slideاجتماعی

الو سلام آقای استاندار …. پشت خط ۱۱۱، جایی که صدای مردم بی‌واسطه به استاندار رسید/ روایت یک ساعت گفت‌وگوی مستقیم استاندار کرمان با مردم

الو سلام آقای استاندار ….

پشت خط ۱۱۱، جایی که صدای مردم بی‌واسطه به استاندار رسید/ روایت یک ساعت گفت‌وگوی مستقیم استاندار کرمان با مردم

استاندار کرمان در سامانه ۱۱۱ به‌مدت یک ساعت بی‌واسطه پای حرف مردم نشست؛ از مشکلات معیشتی و مسکن تا گازرسانی روستاها را شنید، یادداشت کرد و وعده پیگیری داد؛ تماسی فشرده که تصویری مستقیم از مطالبات استان و تمرینی برای پاسخ‌گویی اجرایی بود.

به گزارش پایگاه خبری جنوب زیبا ، ساعت حدود ۱۰ صبح است که سکوت اتاق ارتباط مردمی سامد با زنگ تلفن ۱۱۱ شکسته می‌شود. اتاقی ساده، بی‌تشریفات و دور از قاب‌های رسمی جلسات اداری، جایی که قرار است صدای مردم، بی‌واسطه و بدون فیلتر، به بالاترین مقام اجرایی استان برسد.

استاندار کرمان پشت میز نشسته، سیستم روبه‌رویش قرار دارد و چند برگه کوچک سفید که قرار است هرکدام حامل یک مطالبه، یک درد یا یک امید باشند.

ساعت ۱۰ و ۸ دقیقه، اولین تماس برقرار می‌شود. استاندار، پیش از هر چیز، شماره ملی و مشخصات تماس‌گیرنده را می‌پرسد، عادتی که در تمام تماس‌ها تکرار می‌شود. با حوصله گوش می‌دهد، مکث می‌کند، می‌نویسد و گاهی سؤال را دوباره تکرار می‌کند تا مطمئن شود چیزی از قلم نمی‌افتد.

تماس اول حدود پنج دقیقه طول می‌کشد، پنج دقیقه‌ای که لحن کلی این گفت‌وگوی یک ساعته را مشخص می‌کند، شنیدن، یادداشت‌برداری و وعده پیگیری.

در یکی از تماس‌های ابتدایی، صحبت از روستایی می‌شود که جمعیتش استاندار را متعجب می‌کند. «۵۰۰ خانوار؟» عدد را با ناباوری تکرار می‌کند و بلافاصله می‌پرسد: «به فرمانداری یا بخشداری مراجعه نکردید؟ چه پاسخی دادند؟ بعد، بی‌درنگ می‌گوید: امروز پیگیری می‌کنم». جمله‌ای کوتاه، اما قاطع.

تماس بعدی از روستای استیفکان بم است، موضوع، گازرسانی. استاندار سؤال‌های دقیق می‌پرسد، وضعیت روستا را جویا می‌شود و در میان پاسخ‌ها، چند بار با تأکید می‌گوید: «باشه… باشه… ان‌شاءالله پیگیری می‌کنیم». لحنش آرام است، نه وعده بزرگ می‌دهد و نه شانه خالی می‌کند.

تماس‌ها یکی پس از دیگری ادامه پیدا می‌کنند، از مسائل معیشتی و وام گرفته تا طرح‌های پیشنهادی و مشکلات اداری. در یکی از تماس‌ها، وقتی فردی از طرحش می‌گوید، استاندار پس از شنیدن جزئیات، پاسخ می‌دهد: «بسیار عالی، انجام وظیفه است». و بعد دستور پیگیری می‌دهد. این‌جا سامد فقط محل شنیدن گلایه نیست، جایی است که ایده‌ها هم شنیده می‌شوند.

ساعت ۱۰ و ۲۳ دقیقه، تماس درباره مسکن ملی برقرار می‌شود. استاندار توضیح می‌دهد: «در حال آماده‌سازی است، زمین پروژه تامین شده»، اما مکثی می‌کند و اضافه می‌کند: «با این حال، باز هم پیگیری می‌کنم». سپس می‌پرسد «متقاضی در چه اولویتی قرار دارد؟»، جزئیاتی که نشان می‌دهد پاسخ‌ها کلی و از پیش‌ساخته نیست.

در میان تماس‌ها، جزئیات انسانی فضا پررنگ‌تر می‌شود. استاندار به نظر سرماخورده است، چند بار سرفه می‌کند، اما ریتم پاسخ‌گویی‌اش قطع نمی‌شود. در ساعتی که اتاق گرم‌تر می‌شود، کتش را در می‌آورد و همچنان پشت تلفن می‌ماند. گاهی صدا آن‌سوی خط نمی‌آید و چند بار می‌گوید: «سلام… سلام…»، تا ارتباط برقرار شود.

برخی تماس‌ها کوتاه‌اند، برخی طولانی‌تر. در یک تماس، استاندار می‌گوید: «به خانم بهرآسمانی (مدیرکل بازرسی استانداری کرمان) می‌گم پیگیری کنه». در تماس دیگر، شماره تماس فرد را می‌گیرد و تأکید می‌کند که حتماً بررسی خواهد شد.

در یکی از مکالمات، وقتی از بی‌توجهی‌ها گلایه می‌شود، استاندار با لحنی صریح می‌گوید: «سوابق پیگیری‌هات رو برای من بفرست.»

ساعت ۱۰ و ۳۶ دقیقه، تماس‌گیرنده‌ای جزئیات زندگی‌اش را می‌گوید، استاندار نام همسرش را می‌پرسد، شغلش را جویا می‌شود و در پایان می‌گوید: «پیگیری می‌کنم… یا علی، خداحافظ». این یا علی‌ها و سلامت باشیدها، امضای مکالمه‌هایی است که بیش از آن‌که اداری باشد، رنگ گفت‌وگوی انسانی دارد.

یکی از دشوارترین لحظات، زمانی است که صدای گریه یک زن از پشت خط شنیده می‌شود. استاندار مکث می‌کند، بی‌ آنکه مکالمه را طولانی کند، درباره مبلغ وام و امکان کمک سؤال می‌پرسد و در پایان می‌گوید: «به‌زودی، ان‌شاءالله.»

تماس‌ها تا حوالی ساعت ۱۱ ادامه دارد، از بدهی به بنیاد مسکن گرفته تا جابه‌جایی در شهرداری و پرسش‌های دقیق درباره نحوه استخدام. در یکی از تماس‌های پایانی، تلفن همراه استاندار زنگ می‌خورد، آن را به روابط عمومی می‌سپارد و بدون قطع مکالمه با شهروند، به صحبتش ادامه می‌دهد.

در آخرین تماس‌ها، استاندار بارها می‌پرسد: «الان درخواستت از من چیه؟» سؤالی ساده، اما کلیدی، سؤالی که نشان می‌دهد هدف، شفاف‌سازی مطالبه و تبدیل آن به دستور اجرایی است.

ساعت ۱۱ و ۴ دقیقه، تماس‌ها به پایان می‌رسد. اما کار استاندار تمام نشده است. او می‌نشیند، برگه‌های کوچک یادداشت را یکی‌یکی مرور می‌کند و برای تک‌تک درخواست‌ها، دستورات لازم را صادر می‌کند، مرحله‌ای که اگرچه در سکوت انجام می‌شود، اما شاید مهم‌ترین بخش این سه ساعت باشد.

اتاق سامد آرام می‌شود، اما رد صداها، سؤال‌ها و وعده‌ها در هوا باقی می‌ماند. سامد، در این روز، فقط یک سامانه تلفنی نبود، تصویری فشرده از دغدغه‌های استان بود، با استانداری که ترجیح داد پشت خط بماند، گوش بدهد و بنویسد.

حضور استاندار کرمان در سامانه ۱۱۱، بیش از یک برنامه نمادین، تمرینی عملی برای پاسخ‌گویی مستقیم بود، جایی که تنوع مطالبات، از روستاهای دورافتاده تا مسائل شهری و معیشتی، نشان داد فاصله میان مردم و مدیریت اجرایی، تنها با شنیدن دقیق و پیگیری مستمر کاهش می‌یابد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا