
وقتی بار جنگ را مردم به دوش میکشند، چرا بار گرانی و کمبود سوخت هم بر دوش آنان گذاشته میشود؟
سهم مردم از ایستادگی؛ کاهش سهمیه یا حمایت؟
پایگاه خبری جنوب زیبا ؛ در روزهایی که مردم ایران با تمام توان در کنار کشور و نظام ایستادهاند، انتظار طبیعی این است که تصمیمهای اقتصادی نیز در جهت حمایت از معیشت آنان باشد، نه افزایش فشار بر زندگی روزمرهشان.
کاهش سهمیه بنزین آزاد با نرخ ۳ هزار تومان از ۷۰ لیتر به ۵۰ لیتر و جایگزینی ۲۰ لیتر با نرخ ۵ هزار تومان، تصمیمی است که بیش از همه، اقشار متوسط و کمدرآمد را تحت تأثیر قرار میدهد؛ مردمی که نه قاچاقچیاند و نه مصرفکننده غیرمتعارف، بلکه برای تأمین معاش خانواده خود به خودرو وابستهاند.
راننده اسنپ، تاکسی اینترنتی، کارگر، کارمند، کشاورز و روستایی، هر کدام برای کسب روزی حلال ناچارند روزانه چندین بار در مسیر کار و زندگی تردد کنند. کشاورزی که برای تهیه نیازهای کارگران، سوخت، قطعات یا مایحتاج روزانه باید بارها به شهر رفتوآمد کند، چگونه باید افزایش هزینه سوخت را جبران کند؟ آیا این هزینه در نهایت از سفره خانواده او کم نخواهد شد؟
اگر هدف، مقابله با قاچاق سوخت است، انتظار میرود راهکارها بهگونهای طراحی شوند که قاچاقچیان هدف قرار گیرند، نه مردم عادی. تجربه نشان داده است که فشار بر مصرفکننده قانونی، لزوماً به معنای کاهش قاچاق نیست؛ بلکه تنها هزینه زندگی را برای شهروندان افزایش میدهد.
سالها گفته شد که نفت باید بر سر سفره مردم باشد، اما امروز این نگرانی وجود دارد که برخی تصمیمها، حتی نان را نیز از سفره خانوادهها دورتر کند.
در شرایطی که کشور نیازمند حفظ سرمایه اجتماعی، همدلی و امید مردم است، انتظار میرود مسئولان وزارت نفت و دستگاههای تصمیمگیر، پیش از اجرای چنین سیاستهایی، آثار آن بر معیشت اقشار مختلف را با دقت بیشتری بررسی کنند و راهکارهایی را برگزینند که هم منافع ملی حفظ شود و هم فشار مضاعفی بر مردم وارد نشود.
مردم در روزهای سخت، همواره کنار کشور ایستادهاند. شایسته است که تصمیمهای اقتصادی نیز نشان دهد دولت و مسئولان، در کنار مردم ایستادهاند.
این راه حمایت از مردم نیست؛ مردمی که در سختترین شرایط پشت کشور ایستادهاند، بیش از هر زمان دیگری شایسته حمایت و تصمیمهای منصفانه هستند، نه تحمیل هزینههای تازه بر زندگی روزمرهشان.





