
سه رويکرد در مذاکره با آمريکا
يدالله حبيبي
بحث پرتکرار اين روزها در محافل و مطبوعات داخلي وفضاي رسانههاي خارجي آثار انتخابات آمريکا ورئيس جمهور شدن ترامپ وتحليل اقدامات پرحاشيه واعجاب برانگيز او وبه تبع آن موضوع مذاکره ايران وآمريکاست،مستفادازبرايند دادهها واخبار دو طرف اين است که استبعادي در انجام مذاکره نيست کما اينکه در گذشته انجام شده است و بقول حکما بهترين دليل برامکان شئي وقوع آن است.تاريخ ما پر است از اين سنخ مذاکرات و محاورات،از صدر اسلام گرفته تا دوران معاصرکه گفتگوهاي امير کبير با عثمانيها و مصدق با انگليسيها را در خود جاي داده است از نظر منطقي و مباني شرعي نيز مذاکره با دشمن و هر معاندي نه حرام است و نه واجب بلکه تابع موضوع و اقتضائات آن است کما اينکه در گذشته هم چندين بار در حوادث مربوط به اشغال لانه جاسوسي،قضيه مک فارلين،جنگ عراق با ايران،قضاياي لبنان وافغانستان بين طرف ايراني و آمريکائي گفتگو انجام شده است بنابراين طرح منع مطلق مذاکره از طرف بعض صاحبان بنان و بيان ومنبرهيچ وجه عقلائي ندارد وطرح اينگونه مسائل يا ريشه درعدم فهم مسئله واقتضات آن و شرايط ميدان دارد و يا اينکه نوعي کاسبکاري سياسي –انقلابي است به نظر ميرسد بايد رويکردي متفکرانهتر و دقيقتر را در پيش گرفت و اهميت ديپلماسي و گفتگو را به رسميت شناخت. سه رويکرد در اين باره وجود دارد:
⬅️ 1- رويکرد تهديد ومنع مطلق
به گمان اين گروه تقابل ايران و آمريکا بعد ازانقلات اسلامي از نوع تناقض و ذاتي است و وجود يکي ديگري را نفي ميکند و امکان جمع ايندو وجود ندارد انقلاب اسلامي در عداد انقلابات ديني و مبارزه با ظلم و بيعدالتي و گسترش فرهنگ اسلامي و حقوق انساني و الهي است که همه اينها در آرمانها و مقاصد طرف آمريکائي مطرود است لذاهرنوع مذاکره با آمريکا که مظهر استکبار و ظلم درجهان است و شيطان بزرگ ناميده ميشود هيچ بهرهاي که ندارد بلکه ضرر آن حتمي است زيرا سراغ نداريم که در گذشته يکبار آمريکا نشان داده باشد که به دوستان خود رحم و مروت داشته باشد تا چه رسد به دشمنان و مخالفين خود، نقل است که«هنري کيسينجر زماني به کنايه گفته “دشمني با آمريکا ممکن است خطرناک باشد، اما دوستي با آمريکا مهلک است. “بنابراين چاره کار دوري از اين موجود خطرناک است ازطرفي ويژگي بارز مستکبرين ناکث بودن ونقض پيمان است که ما در گذشته بارها اين نقض پيمان راتجربه کردهايم بنابراين اصلا قابل اعتماد نيست و بقول حافظ خودمان «من جرب المجرب حلت به الندامه» پس عطاي مذاکره رابه لقايش ببخشيم و بدنبال ساير رويکردها و راهبردها باشيم.
⬅️ 2- رويکرد فرصت و واگرائي
در اين ديدگاه گرچه انقلاب اسلامي بارويکرد ضد آمريکائي و استعماري شروع و به پيروزي رسيد ولي بناي بنيانگذار انقلاب و رهبران،مبارزه دائمي و مستمر با آمريکا و هم پيمانان آنان نبوده است وجمهوري اسلامي بجز رژيم نژادپرست صهينويستي باهيچ کشوري قطع رابطه نکرد ودرواقع بنا رابرارتباط باجهان گذاشت از طرفي ساختارزيست بينالمللي چنين امکاني رابه هيچ کشوري و ما نميدهد که بدون روابط زندگي کنيم بنا براين راهبرد دشمني دائمي و توهم توطئه معقول وممکن به نظر نميرسد پس مناسب اين است که بر گذشتهها صلوات بفرستيم و بقول نلسون ماندلا رهبر فقيد و نجات بخش آفريقاي جنوبي« صرف نظرکنيم هرچند نميتوانيم فراموش کنيم». از لوازم پذيرش اين رويکرد،اذعان به وجود آمريکاي با قدرت و داراي هژموني دردنيا ست که تأثيرات اساسي بر اقتصاد،امنيت وروابط بين الملل دارد و بهترين راهبرد کنار آمدن باآمريکا و دادن امتياز به اوست هرچند اين امتيازات در بعض حوزهها حد يقف هم ندارد چون لازمه خوي استکباري اوست از ديدگاه آمريکابعض باصطلاح متحدين او بايد در حد گاو شيرده بتوانند نقش آفريني کنند در اين رويکرد اگر کشوري به معني واقعي از اقمار آمريکا نباشد حتما در زمره تحت نفوذ ومتاثرين از سياستهاي او خواهد بود در اين نگاه دادن امتياز به آمريکا هرچند حداکثري هم ممکن است ولي در مقابل بهره مندي ازمزيتهاي امنيت و مناسبات اقتصادي و جهاني است.بديهي است اين رويکرد بامباني انقلاب اسلامي چندان سازگاري ندارد.
⬅️ 3- رويکرد فرصت وعملگرايي
در اين رويکرد شما ميتوانيد با حفظ هويت و منافع ملي از فرصتهاي بوجود آمده در روابط بينالملل استفاده کنيد بدون اينکه نيازمند درگيري سخت وهدررفت فرصتهاومنابع ياشيد. با اين نگاه که مبتني بر عقل عملي است کنشگري معطوف به مقصد با تدبير و حداقل هزينه و حداکثر فايده يا برابر خواهدبود درک و داشتن تحليل ازشرايط محيط و ميدان در اتخاذ اين راهبرد فوقالعاده مؤثر است چرا که ممکن است چنين شرايط و فرصتي در اتمسفر سيال روابط و مناسبات بينالمللي بزودي تکرار نشود در اين روش که براساس عزت،حکمت و مصلحت اقدام ميشود گاهي همراهي وچه بسا کوتاه آمدن لازم باشد که از آن به نرمش قهرمانانه نيز تعبير شده است به نظر نگارنده شرايط فعلي در روابط بين الملل و خاصه در حوزه ايالات متحده بگونهاي است که چنين امکان تعامل و گفتگو فراهم شده است يعني فارغ ازنگاه بدبينانه به آمريکا وشخص ترامپ گويي درمحاسبات وبرآورد آنان نسبت به ايران وقدرت ملي ومنطقهاي آن حقايقي عيان شده است درست بر خلاف کسانيکه گمان ميکنند شرايط امروز بدليل حوادث سوريه وموقعيت جريان مقاومت،ايران را در وضعيت وادادگي قرارداده است.به نظرميرسد چهل وهفت سال حيات جمهوري اسلامي ايران به همراه دستاوردهائي که درعرصههاي مختلف داشته البته صرفنظر ازمقطع فعلي که عمدتا بدليل تحريم اقتصادي بوده اين فهم درست را براي ترامپ بوجود آورده که بر خلاف لابي صهيونيستها که بشدت درحال القاء وفضاسازي در باره ضعف ايران و اينکه جامعه ايران در آستانه تغيير و تحول است ونبايد به آن فرصت داد، برآورد هيات حاکمه آمريکا که امروزفرمان لوکوموتيو آن در دست ترامپ است قبول شرايط پايدار ايران و کنارآمدن با اوست اين ظن و گمان را ازکدهاي ارسالي او و فضاي رسانهاي همراه اوميشود فهميد باهم عبارات ذيل را مرور ميکنيم.
– ترامپ. تنها چيزي که در مورد ايران ميخواهم اين است که آنها يک کشور عالي داشته باشند / آنها پتانسيل خوبي دارند؛ مردم شگفت انگيزي هستند / ايران متعصب ديني است؛ تنها چيزي که درمورد آنها گفتم، اين بود که آنها نميتوانند سلاح هستهاي داشته باشند.
– آمريکا در شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو، براي اولين بار از انتقاد از کارنامه حقوق بشري جمهوري اسلامي خودداري کرد که ميتواند پالسي مثبت به تهران ارزيابي شود.
– فاکس نيوز. دستورات، انتصابات و برکناريهاي اخير توسط ترامپ، مخالفان برجسته ايران را عصباني کرده است.
– ساعاتي پس از آغاز به کار، ترامپ برايان هوک، مقام جنگطلبي که در دوره نخست رياستجمهورياش نماينده ويژه امور ايران بود، را برکنار کرد. سپس حفاظت امنيتي براي هوک و مايک پومپئو، وزير خارجه سابقش، را برداشت.
– امريکن کانسروتيو گزارش داد؛ بمباران رسانهاي گزينه ترامپ براي سمتي مهم در پنتاگون که موضع جنگ طلبانه عليه ايران ندارد.
– يک نشريه آمريکايي گزارش داد؛ کليد خوردن کمپين گسترده و پنهان نئوکانهاي وحشت زده در واشنگتن عليه مجموعهاي از مشاوران سياست خارجي دولت ترامپ که مخالف جنگ با ايران هستند.
دقت درعبارات مذکورنشان ميدهد که اين بيانات نه بوي فريب ميدهد ونه ازموضع بالا وقدرت نمائي است، بلکه يک نوع پيشنهاد راهکار است بله ممکن است سؤال شود اين سخنان يک فرد ناکث است ونقض پيمان بارزترين ويژگي طرف مقابل است و اطميناني به وعده او نيست اما بايد اذعان کرد اين قاعده دائمي نيست و ميتواند تحت شرايطي راهي به صواب داشته باشد خاصه اگر طرف مقابل تاجر صفت بلکه خود تاجر باشد با فرض وتغييرشرايط ميدان اين بار گويامتفاوت ميانديشد پس اقتضاي عملگرائي اين است که هوشمندانه از اين فرصت استفاده کنيم ومردان کاآزموده سياست خود رابراي هماوردي ديگر در عرصه ديپلماسي آماده کنند باپذيرش اين فرض و حضور فراست گونه در مذاکرات دغدغههاي داخلي و افکار عمومي قابل مديريت خواهد بود مردم شريف وعزيز ايران به توانمندي رجال سياست درگفتگوهاي بينالمللي واقف هستند.





