
دادستان جیرفت با ذکر نام تمامی معلمان خویش ، روز معلم را به پاس زحمات آنها، تبریک و تهنیت گفت
به احترام معلمانی که زندگی را آموختند
معلم فقط کسی نیست که درس میدهد؛
او چراغیست که در تاریکی روشن میماند، تا ما مسیرمان را پیدا کنیم.
گاهی یک نگاه، یک جمله، یا فقط یک حضور، میشود دلیل ایستادنمان در سختترین روزها.
روز معلم فقط یک مناسبت نیست—یادآور تمام آنهاییست که بیادعا، مسیرمان را ساختند.
و حالا، با احترام، نام آنهایی که رد روشنای وجودشان هنوز پس از گذشت سال ها در ذهنم زنده است:
آقای عینالله امیری
مدیر آرام دبستان عباس امیری؛ مردی از جنس سکوت و ایمان، که حضورش امنیت میآورد.
خانم گرشکی
او که تنها الفبای فارسی را نیاموخت، بلکه الفبای زندگی را نیز با مهربانی و صبوری در جانمان نشاند.
خانم عسکری
در روزهای سوم دبستان، در مدرسه عباس امیری، با وقاری آرام و نظمی دلنشین، به ما آموخت که جدیت در کار، احترامیست به آینده شما.
خانم شهدادنژاد
در کلاس او نمرهی بیست افسانهای دور از دسترس بود؛ تا بیاموزیم که زندگی همیشه ایدهآل نیست.
آقای نوذری
در اولین سال تاسیس مدرسهی نمونهی امام سجاد عنبرآباد، با رفتاری آرام مدیری شد که حضورش معنای آرامش بود.
آقای رضا منزلی
زیر نمرهی ۱۷ شلاق بود، ولی برای من زیر ۱۹ !؛ چون یک نمره برای مشی حسین «بایی خدابیامرز» (پدربزرگ)و یکی نمره هم بخاطر محمدحسین «باوا» به حد نصاب من افزوده شده بود. نگاهش به آموزش من فرق داشت.
آقای ارسلان عبادی
میگفت باهوش شما افشینه؛ نمره را کنار گذاشت و ایمان آورد به چیزی در من که خودم هنوز نمیدانستم و ارسلان سرآغازی بود برای رشته ادبیات .
آقای روزپیکر
لقب “ژنرال داد و گفت: باید تکرقمی بشی. و من، با سر پایین، میگفتم: میشه و جرقه هایی از آینده در ذهنم ترسیم می شد.
آقای تکاور
صفر تا صد تاریخ را از حفظ می گفت راه میرفت؛ مبدع امتحان ۴۰۰ سوالی. هنوز خوابش را میبینم!
آقای کرمشاهی
ادبیات را زندگی میکرد؛ باکلاس، شیفتهی شعر، و معلمی از جنس واژههای ناب.
آقای جانفزا
آرام و متین، زبان انگلیسی را با احترام و وقار آموزش میداد؛ مثل خودش.
آقای حسین سنجری
روانشناسی که بلد بود بشنود. نه فقط گوش، که دلش را به حرفهامان میداد.
آقای منوچهر فاریابی
فرزند شهیدی که چنان شعله انگیزه در جانم افروخت و همیشه تاکید داشت در رقابت کشوری پاسدار نام جیرفت باش
در پایان، باوا(پدر)
پدرم. مدیری جامع و پیگیر. مهم نبود مدیر کدام مدرسه هست؛
همیشه مدیر مدرسه من هم بود.
نصف عنبرآباد را با جدیتش( تنبیه بدنی😅)درسخوان کرد، و من را با توقعش، مصممتر.
سپاس از تمام آنها که معلم بودند، و هنوز در ذهنمان درس میدهند





