
مرد در خانواده؛ کلکسیونی از پستهای تعریفنشده
اگر قرار بود برای یک خانواده، مانند یک سازمان، چارت سازمانی طراحی کنیم، احتمالاً یکی از شلوغترین جایگاههای این سازمان متعلق به مرد و سرپرست خانواده بود؛
جایگاهی که شاید هیچوقت برای آن حکم رسمی صادر نشده، اما مسئولیتهایش پایان ندارد.
مرد خانواده در یک روز باید مدیر اقتصادی خانواده باشد؛ دخلوخرج را مدیریت کند، برای آینده برنامهریزی کند، هزینههای ضروری را بسنجد و در برابر بحرانهای مالی تصمیم بگیرد.
همزمان باید ارزیاب فرهنگی و اجتماعی خانواده باشد؛ مراقب تربیت فرزندان، فضای فکری خانه، ارتباطات اجتماعی و مسیر رشد اعضای خانواده باشد.
در کنار آن، نقش مدیر توسعه و عمران خانواده را هم بر عهده دارد؛ از تعمیر خانه و خرید وسایل گرفته تا تأمین امکاناتی که زندگی خانواده را بهتر و ایمنتر کند.
اما ماجرا همینجا تمام نمیشود.
او باید مدیر کودکان و نوزادان باشد، برای نوجوانان نقش راهنما و تصمیمگیرنده داشته باشد و حتی وقتی فرزندان بزرگ شدهاند و از خانه مستقل شدهاند، باز هم در بسیاری از مواقع باید پشتیبان و تکیهگاه آنان باقی بماند.
مرد خانواده، ناخواسته مدیر حملونقل و سفر هم هست؛ از رساندن فرزند به مدرسه و دانشگاه و محل کار گرفته تا برنامهریزی سفرهای خانوادگی و جابهجایی اعضای خانواده.
از سوی دیگر، یک وظیفه بسیار مهم و کمتر دیدهشده دارد: مدیریت عاطفی خانواده؛ باید برای همسر و فرزندان شنونده باشد، امنیت روانی ایجاد کند، در روزهای سخت آرامش بدهد و گاهی حتی خستگی خودش را پنهان کند تا دیگران احساس امنیت کنند.
او در بیرون از خانه نیز مسئول دیپلماسی خانواده است؛ ارتباط با همسایهها، اقوام، دوستان و مردم منطقه، حفظ حرمت خانواده و مدیریت بسیاری از روابط اجتماعی.
مدیریت پوشاک، انرژی، لوازم و نیازهای روزمره خانه هم بخشی از همین فهرست بلندبالاست؛ از خرید لباس و وسایل ضروری گرفته تا رسیدگی به آب، برق، گاز، خودرو و دهها موضوع کوچک و بزرگ دیگر.
مرد خانواده در برابر پدر و مادر خودش نیز فقط «فرزند» نیست؛ گاهی پسر، گاهی عمو، گاهی دایی و گاهی تکیهگاه نسلهای مختلف خانواده است.
برای خواهران و برادرانش نیز تنها یک عضو خانواده نیست؛ نقش برادر، پشتیبان و همراه را ایفا میکند.
در کنار همه اینها، مدیریت درمان و سلامت خود و اعضای خانواده، مدیریت مهمانان، مناسبات خانوادگی، مراسمها، بحرانها و اتفاقات پیشبینینشده نیز معمولاً به فهرست مسئولیتهای او اضافه میشود.
و در بیرون از خانه، باید مدیر شغل، کسبوکار و آینده اقتصادی خودش باشد؛ چرا که بسیاری از مسئولیتهای داخل خانه، به توانایی او برای تأمین منابع در بیرون از خانه وابسته است.
واقعیت این است که اگر بخواهیم نقش مرد در خانواده را روی یک چارت سازمانی ترسیم کنیم، شاید با یک عنوان ساده مواجه نباشیم؛ بلکه با کلکسیونی از پستها و مسئولیتهای تعریفنشده روبهرو شویم.
مدیرعامل، مدیر مالی، مدیر منابع انسانی، مدیر تدارکات، مدیر حملونقل، مدیر روابط عمومی، مدیر بحران، مدیر فرهنگی، مدیر پشتیبانی، مدیر عاطفی و گاهی حتی نیروی خدماتی همان سازمان!
اما نکته مهم اینجاست:
مرد خانواده فقط مجموعهای از وظایف نیست؛ خودش هم نیازمند حمایت، محبت، آرامش و دیدهشدن است.
جامعه گاهی از مرد انتظار دارد همیشه قوی باشد؛ همیشه تصمیم بگیرد، همیشه مشکلات را حل کند و همیشه پشتوانه دیگران باشد. اما باید پذیرفت که پشت هر مردی که سالها تکیهگاه خانواده بوده، انسانی ایستاده که خودش نیز گاهی خسته، نگران و نیازمند یک تکیهگاه است.
شاید وقت آن رسیده باشد که در کنار فهرست بلند مسئولیتهای مرد در خانواده، یک عنوان مهم دیگر هم اضافه کنیم:
«مدیر خانواده؛ اما نه مدیرِ تنها.»
خانواده زمانی موفقتر است که مدیریت آن، مسئولیت مشترک همه اعضا باشد و مرد خانواده نیز در کنار ایفای نقش خود، محبت، احترام، همراهی و قدردانی دریافت کند.





