اربعین؛ مدرسه ای برای تربیت تمام ساحتی انسان

اربعین؛ مدرسه ای برای تربیت تمام ساحتی انسان
✍️عین اله عابدی
در جهان امروز، آیینهای معنوی بسیاری مردم را به سفری روحانی فرا میخوانند؛ از «پیادهروی سانتیاگو» در اسپانیا تا «کومبهمیلا»ی هند و زیارت «گوادالوپ» در مکزیک. اما در میان تمام این آیینها، اربعین حسینی همچون خورشید نیمروز میدرخشد؛ نوری که نهتنها افق دلها را روشن میکند، بلکه راه تربیت انسانِ تمامساحتی را نیز میگشاید. اگر سانتیاگو سفری انفرادی برای خودشناسی است و کومبهمیلا آیینی برای تطهیر فردی، اربعین، مدرسهای زنده است که شش ساحت وجودی انسان را همزمان به حرکت درمیآورد. اینجا، هر زائر هم دانشآموز است و هم معلم؛ هر قدم، یک درس و هر نگاه، یک پیام.
در ساحت اعتقادی وعبادی، ذکر «لبیک یا حسین» که از دل میلیونها عاشق برمیخیزد، تنها یک شعار نیست، بلکه پیمانی عاشقانه با حقیقت و تجلی ایمان است. در این سفر، اقامه نماز و دعا برای خود و دوستان، هم در فضای مجازی و هم در واقعیت، فضای مسیر را معطر میکند. این مسیر، کلاس عملی ایمان، عبادت و توکل است؛ جایی که یاد کربلا همچون نسیمی جان را تازه و دلها را به نور معرفت روشن میسازد.
در ساحت اخلاقی، لبخند خادمی که بیوقفه خدمت میکند، یا زائری که جای خواب خود را به دیگری میبخشد، درسی است عمیقتر از هزار خطابه. اینجا، مهربانی تمرین نمیشود، بلکه زیسته میشود. خدمت به زائر حسین، نه وظیفه که افتخار است، و پاداش آن، آرامش روح است.
ساحت اجتماعی و سیاسی اربعین، تصویر عینی «امت واحده» و جلوهای از تعامل، همدلی و همگرایی انسانی است. میلیونها انسان از ملیتها و زبانهای مختلف، بیهیچ مرزی، دوشادوش هم گام برمیدارند؛ و این همگرایی، بیانیهای زنده و گویا است که پیام عدالت و آزادی را فراتر از قوم، مرز و جغرافیا به جهانیان منتقل میکند.
مسیر طولانی اربعین، ساحت زیستی و بدنی را نیز پرورش میدهد. زائر با پای پیاده، گرما و سرما را تاب میآورد و بدنش را در خدمت هدفی والا به کار میگیرد. این ریاضت بدنی، درسی است از مقاومت، انضباط و توان مدیریت بر خویشتن.
در ساحت علمی وفناوری، اربعین گنجینهای سرشار از فرصتهای یادگیری است؛ کاروانی که در آن، اطلاعات و تجربهها از زائرانی با فرهنگها و زبانهای گوناگون، بیهیچ مرز و محدودیتی، به یکدیگر منتقل میشود. هر موکب، خود جلوهای از پیوند دانشهای تجربی، ابتکارهای مردمی و بهرهگیری از فناوریهای کارآمد و درعین حال ساده است که رضایت را بر لبان زائران نشانده است.
در ساحت اقتصادی اربعین، اقتصادی بر مدار انفاق و خدمت است. هزاران موکبدار، نان و آب و غذا و جای استراحت را بیهیچ چشمداشتی عرضه میکنند. این فرهنگ، مدرسهای است برای یادگیری کارآفرینی مبتنی بر وقف، تعاون و بخشش.
و ساحت هنری و زیباییشناختی، از پرچمهای برافراشته و اشعار سوزناک گرفته تا طراحی خلاقانه ایستگاهها، همه پیامآور عشق و حماسهاند. در کنار آن، جلوههای ناب ایثار و صداقت- همچون یاری به سالمندان و همراهی با معلولان – چنان صحنههایی میآفرینند که زیبایی را از سطح ظاهر به عمق جان میبرند. این هنر، تنها چشم را نمینوازد، بلکه روح را بیدار و دل را متحول میسازد.
اربعین، تمرینی است برای زندگی بر مدار ارزشها؛ مدرسه ای بیدیوار که در آن، «آموزش» و «پرورش» درهم میآمیزند. هر گام، سلوکی فردی و اجتماعی است و هر لحظه، تلفیقی از دین، اخلاق و حیات. اینجا، تنها پاها در حرکت نیستند؛ دلها و اندیشهها نیز به پرواز درمیآیند. اربعین به ما میآموزد که معنویت اصیل، آن است که از حریم فردی عبور کرده و در بافت جامعه جاری شود. و شاید به همین دلیل است که این پدیده، نهتنها باقی مانده، بلکه جهانی شده است؛ چون فلسفهاش، تربیت انسان برای زیستن در افق حقیقت است.





